نميدونم وبلاگه جينگول و تنهايياش چش شده يهو ! انگار براي هيشكي باز نميشه اما خودم ميتونم ببينمش!
به خاطره همين تصميم گرفتم حذفش كنم و يه سري از مطالبشو آوردم اينجا !
از اين به بعد تنهايياي جينگول تو آرشيو موضوعيه جينگولك نوشته ميشه !
يعني دوتا وبلاگمو يكي كردم .
(اسفند87)
+چته تو دختر؟
با كي داري لج ميكني؟
كم آوردي؟
يه مشكل ديگه ... بازم تكرار
مجــــــازيم داره تكراري ميشه! يه نيگا به اون اولا بكن. همه رفتن! من كي ميرم
واي نه از واقعيا كه بريدم! اگه اينجام كم بيارم
(چه ميشود مارا؟)
هي بالاسري! يه مدت بهم استراحت بده! زوم كن رو يكي ديگهنمي كشما. گفته باشم
+ بارونه قشنگيه
دل گرفته ي مام قشنگه
اين دل ديگه دل نميشه
دله رو كندم جاش يه سنگ گنده گذاشتم
به جون مسا ميخام اين جوري نشه! اما نميتونم
مسا تو نديد بگير همه ي اينا رو باشه؟
يه كمم تقص بازياتو بذا كنار
مسا تو خوب بودي ... خوب بمون ... انگار فقط تو موندي بذا بخنــــــــــدم خو؟؟؟؟
+ديروز: دختر همسايه شباي تابستون گاهي مي اومد روي بوم
امروز: دختر همسايه تو ماشين دوست پسرش از جلوي در خونه مون رد ميشه
و بوغ ميزنه و به منه آس وپاس مي خنده
كجان اون بامراماي ديروز؟
+باز يه مشكل پيدا كردم اومدم سراغت... روم خيلي زياده بالاسري ميدونم
ولي به جون مسا من آدم گ ه ي نيستم! قبول كه يه وقتايي بد ميشم
اما ... من يه مدل ديگه ميخامت ! مي فهمي ؟
به چن نفر بگم براي اين مشكل دعام كنن؟
چقدر به مامان بگم نذر كنه؟
پس خودم چي؟ چرا يه تكوني نميخورم؟
تو ميدوني چمه؟ بهم بفهمون كه هنوزم مث قبل هوامو داري! بيدارم كن
يه وقتايي كه اصن ازت توقع نداشتم دستمو گرفتي و بلندم كردي
اما اينبار ازت ميخام! خودم اومدم سراغت!
ميترسم قول بدم كه آدم بشم اما بازم مث قبل ... خدايي ، بگو كه هوامو داري
هنوزم دلم كوچيكه! با يه تلنگر له ميشه ها
+داد زد كه چرا خشك شدي؟
قبل از اينكه فرصت كنم بگم كه سرمو نذاشته بودي ...
رفت سراغه يه خودكاره ديگه!!!!!
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 11:59 توسط مهسايي
|