|
چطوري جينگولكم؟
از وقتي جینگول و تنهاییاش رو جدا كردم يه كم ازم دلخور شدي ميدونم! بهت حق ميدم ! اما باور كن همه ي اينا بخاطر خودته نميخام دلت بگيره مث مهسا! جينگولك شاهد بودي كه اين يكي دوهفته مشكلاي كوچولو اومدن سراغم. شايد به قول خيليا اينا اصن مشكل نيستن! اما ... بعد قبوليم تو دانشگاه گفتم همه چي حله ... كارمو دارم سركلاسا هم ميرم! اما ترم يك خيلي بد كلاس دادن به مديرعامل گفتم... اونم گفت كه تا قبل عيد خيالي نيست! اما اگه بعد عيدم همين شكلي پيش بره نميشه! يعني بايد بري از اينجا! فك كن! جينگولك موقع قرارداد بهش گفته بودم كه من دانشگاه شركت كردم، اصن بخاطر اين زبان ميخام بخونم كه تو شركتمون لازمه! اما رئيسه ديگه ... هميشه يكي بايد باشه كه به ما ..... تازه! دو هفته س منتظرم كه جواب نامه ي ريز نمراتمو بدن كه ببينم واحدامو قبول كردن بالآخره يا نه؟؟؟ اما اونام جواب ندادن... خيلي زور داره ترم يكو دوبار بخوني! زور داره درسايي كه پاس كردي رو از اول ... همه ي اميدم به بالاسريه! اگه اون كمك كنه و يه كوچولو باهام راه بياد همه چي حله ! بهش بگو تنهام نذاره! بهش بگو مهسا همونه! يه وقتايي هم اگه كاري ميكنه كه دلتو ميشكونه بذارو حساب بچه گيش! بهش بگو بخاطر مامان مهسا كمكش كنه ... جينگولك تو كه ميدوني اون چقدر خوبه همه ي زندگيش ما دوتاييم ... جينگولك به دوستايي كه ميان اينجا هم بگو كه دعام كنن اگه كارمو از دست بدم بعد عيد باز بايد از صفر شروع كنم! هيچ جام به دانشجو جماعت كار نميدنا بگذريم! ميگن شب عيده اصن از عيد خوشم نمياد ... فاميل تو كل سال يادشون نمي افته به هم سر بزنن همين كه عيد ميشه خاله بازيام شروع ميشه! صبح خونه اين عصر خونه اون يكي! ما كه خدارو شكر فاميلامون انگشت شمارن ... خونه چن تاشونم بخاطر حرفايي كه لطف داشتن و پشت سر من زدن سعي ميكنم كه نرم! البته اگه دل صاب مرده م بذاره از پنجه فروردينم كه بايد بيام شركت ....... سخته ولي چاره اي نيس بهتر از خونه موندن و خاله بازيه يادش به خير عيداي بچه گيامون! با يه جفت جوراب يا يه تخم مرغ رنگي قانع ميشديم! خونه ي تمام فاميل سر ميزديم! از عمه و خاله و دايي و عموي مامان و بابا گرفته تا تك تك بچه هاشون چقدر دوسمون داشتن ... حالا اگه همونا تو يه مهموني يا عروسي يا ختم ببيننت نميتونن تشخيص بدن كه كي هستي! زمونه ي نكبتي! تــــف .... آخي! جينگولكم ديدي تو دانشگاه چن تا دوست خوب پيدا كردم؟ بچه هاي باحالين! سه تاشون ازمن دو سه سالي كوچيكترن! تازشم تو جلسه ي اول خودمو تو دل استادا خوب جا كردم... البته از اين چايي شيرين بازيا اصن خوشم نمياد اما مجبورم! براي آخر ترم به همين استادا احتياج دارم ... آخه كلاسارو بايد يكي درميون برم! البته ميگن سه تا بيشتر غيبت بخوري حذفيا! راستي! تو كلاسمون پسر نداريم! به قول استادا همه يه دستن! چن رشتمون زبانه خوبه. آخه سر كلاسا همش بايد انگليسي بحرفيم! يا همش بايد تمرينا رو حل كنيم! اگه اين كاكليا باشن و خدايي نكرده يه سوتي بديم كه ديگه هيچي، سوژه خنده ي خاص و عام ميشيم پ.ن:جينگولك نافرم دلم stop ميخاد! حتي چن ديقه! ميخام نفس بكشم. قول ميدم دوباره شروع كنم! پ.ن: ميخاستم تا عيد آپ نكنم اما انگار دلم خيلي پر بود. پرحرفي كردم ميدونم! پ.ن: دعا كنين تو آپ بعدي با خبراي خوب بيام و مهساجينگول بشه مث قديما. شيطون ! پ.ن: امسال سال موش بود. اين شكلي گذشت! خدا رحم كنه به ساله گاو! خدا كنه كسي بهم شاخ نزنه! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 10:1 توسط مهسايي |
|
| ||||||