|
۳سال پيش همچين روزايي بود كه علمي كاربردي مترجمي زبان قبول شدم اون موقع پيش دانشگاهي بودم و هم زمان دانشگاه مي رفتم و مدرسه! ترم يك خوبي بود! تا اينكه تابستون شد و جواب اولين كنكورم اومد! دانشگاه آزاد ساوه (مديريت دولتي) ... نرفتم! (بدلیل تقص چن روز بعد جواب سراسري اومد! پيام نورساوه (علوم اجتماعي)! گفتم كه اين كارشناسيه، دولتيه، رشتشو دوس دارم! پس ميرم! از علمي كاربردي انصراف دادم چون كارداني بود.میدونم دلیل مسخره ایه رفتم ساوه، با هزار تا ذوق و شوق، از ترم يك هم رفتم سركار! كلاساي پيام نور 4 ترم و يه ترم تابستوني واحد برداشتم. اما فقط 23 تا پاسيدم! نذا از مشكلاي پيام نور پنج شنبه ظهر براي ترم 6 انتخاب واحد كردم... شب يه اس ام اس گرفتم كه جواب علمي كاربردي اومده! دوستم تو اينترنت ديد كه قبول شدم! بازم مترجمي زبان.... سه شنبه ميرم براي ثبت نام بهمن 84 تا بهمن 87 ... سه سال گذشت برگشتم سرخونه ي اول! بد آوردم قبول خودمم مقصرم ميدونم اما .... بخت با ما يار نبود بگذريم كه تو اين سه سال خيلي از اعصاب و وقت و پولم برای مرخصی چقدر از حقوقم کم می کردن هربار از این به بعد چی باید بکشم روزایی که کلاس دارم! کار و درس و کمبود مرخصی اين نيز بگذرد...می خندیم! دلخوشيم به اين دوسال و نيم سابقه كاريمه پ.ن: داشتم زندگيمو مرور مي كردم يهو دلم خواس بنويسم! هردفعه میخام آپم کوتاه باشه اما نمیشه کاش میرفتم نویسندگی جای اینهمه تعویض دانشگاه! احساس میکنم استعدادای نهفته ای دارم که باید کشفشون کنم! پ.ن: هنوز نرفتم براي امتحان مقدماتي آئين نامه! چه برسه به نهائي و امتحان شهر! پ.ن: ميگن ز گهواره تا گور دانش بجوي، شده مثل مهسا جينگول! پ.ن: اونوقت بگین حق ندارم با بالاسری لج کنم و قهر بشم! + نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 14:37 توسط مهسايي |
|
| ||||||