|
الو... الو ... سلام پ.ن: فقط یه تلنگره که به یاد اون بالایی هم باشیم ! پ.ن: دنیای بچه ها رو دوس دارم! نمیدونم اگه منم تو بچه گی این درخواستو از خدا داشتم قبول می کرد یا نه ! اما کاش میشد نباشم! + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 11:28 توسط مهسايي |
سهراب ... گفتی چشمها را باید شست شستم .....ولی..... گفتی جور دیگر باید دید دیدم.... ولی..... گفتی زیر باران باید رفت رفتم... ولی .... او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید فقط در زیر باران با طعنه ای خندید وگفت : دیوانه ی باران ندیده !!!!!! + ببین سهراب... مطمئنی اگه الآن بودی بازم همین شکلی شعر می گفتی؟؟؟ + روزگارم بد نیست ! می سوزیم و می سازیم و هی ر به ر می گیم : شکرت بالاسری! + نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 10:48 توسط مهسايي |
کلاغه دلش گرفته بود ... کلاغ سياه پاپـتی ، پريد روی شاخه درخت و گفت : غار و غار ! از يه جايی صدا اومد که : زهر مار !!! بغض کلاغه ترکيد ، يه قطره اشک از روی گونه هاش چکيد ، قطره اشک لابه لای پرهای سياهش گم شد و رفت ، يه تيکه سنگ از تو حياط يه خونه اومد و اومد نشست رو سينه کلاغ قلب کلاغ ترکيد و کلاغ افتاد رو زمين ... يه صدا اومد : اون کلاغ زشـتـــو بـبـیـن ! کلاغه چشاش تار شد، همه جا رو سياه مي ديـد عين خودش : زشت و سياه ، کلاغ مرد ... کسی نفهميد که کلاغ دلش خيلی گرفته بود ، آخه شب قبل يه گربه بچه هاشو خورده بـود . کلاغ هم دلی داشت ، همدم و همدلی داشت ، کلاغ هم عاشق بود ، کلاغ سياه پاپتی ، زشت وسياه و خط خطی ؛ واسه خودش کسی بود ... کی از دل کلاغ با خبر بود ؟! کی حالشو می فهميد ...؟!! حيف کلاغ پاپتی ، سیاه و زشت و خط خطی ... راستی ؛ مگه ما آدما از دل هم خبر داريم ؟! ما آدمای رنگارنگ ، زشت و قشنگ ، رد ميشيم از کنار هم ... حرفای بيخود ميزنيم ، خنده هامون شيشه اي ، درد دلامون الکی ، عاشقيامون دروغکی ! ما لای دودا گم شديم ؛ تصويرامون خياليه ، هرچی که داره مغزمون ، شکلکای سئواليه ...؟! دل چيه : يک تيکه خون ، پر از " نرو ، پيشم بمون ... " دلم ميخواست کلاغ بودم ، همون کلاغ پاپتی ، زشت و سياه و خط خطی ... پر ميزدم تو آسمون ، کسی نمی گفت کـه : بمون ! می پريدم رو يه درخت گريه می کردم : غار و غار ! پشت سرش يه زهر مار !!! حداقل اين فحشه که راستکی بود ! اينجوری هيچکسی دلش واسم الکی نمی سوخت ، کسی برام لباس پادشاه توی قصه ها رو نمی دوخت ... نه عاشق کسی بودم ، نه کسی عاشقم بود ؛ کلاغ تـنهايی بودم ، گمشده تو شهر دود ... اشک کلاغو هيچکسی نمی تونه ببينه ! حال دلش ؟! عجب ...! مگه حالی واسش ميمونه ؟! دلم ميخواست کلاغ بودم تا که يه روز ، زخم يه سنگ (که درد اون بهتره از زخم زبون آدما) ، دلم رو با تموم اين نگفته هاش بترکونه ، کسی دلش واسه کلاغ زنده که نمی سوزه ! کسی دلش واسه کلاغ مرده هم نمی سوزه ... صبح سحر يه رفتگر کلاغه رو انداخت لابه لای آشغالا ، کلاغ با دلش پريد تو قصه ها ... دلش نگو ، يه تيکه خون ؛ پر از " برو ، پيشم نمون ... " پ.ن: با اینکه رشتم ادبیات بوده اما کم شعر میخونم! اما بعضی شعرا خداییش دلن! پ.ن: اگه کلاغ بودم خیلی چیزا فرق داشت یا شاید بهتر از این میشد! ظاهربینی ما آدما حالمو به هم میزنه! اگه این کلاغه قناری یا مرغ عشق بود روزگارش به از این بود! پ.ن: ۲۰ تا واحد پاسیده دارم رشته ی مترجمی زبان که هنوز قبول نکردن! امروز رفتم میگم باهام تماس بگیرین! خانومه میگه تو دیگه دانشجوی مایی پس هرروز می بینیمت تو این دانشگاه! یعنی انقدر بدو دنبال کارات تا جونت......... (از اینام باید بخوریم) پ.ن: فردا میرم آئین نامه رو امتحان بدم! محتاج دعام بدفرم! تازه انقدر این چن روز مرخصی گرفتم دیگه روم نمیشه از در شرکت بیام تو ... پ.ن: جون مادرت حرفی رو که میشه جلو جمع زد نیا نظر خصوصی بذار واسم! من با کسی زیر و رو نمیکشم. حالیته بچه؟؟؟؟ پ.ن: منم آدمم! منم احتیاج دارم جیغ بزنم! برای اینکه دل جینگولکم نگیره رفتم تو بلاگ اسپات و جینگول و تنهاییاشو ساختم! این مهسا همونه به خدا! به دوستی و درد و دلاتون اونجا هم احتیاج داره. خداوکیلیشو بگم با وبلاگ بعضیاتون دارم زندگی میکنم! شماها دیگه چه جونورایی هستین .... + نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387 9:46 توسط مهسايي |
سلام علكم دوس جوناي خودم! اصن خودتون كلاهتونو قاضي كنين ببينين تو ايران چن تا مناسبت داريم؟تولد و روز زن و روز جهانی کودک و روز ملی شدن صنعت نفت و ... خب زور داره ديگه.براي همينم خيليا مي افتن تو فكر كه اين بي اف يا جي اف فلك زدشونو بپيچونن و پولی که از سال پیش پس انداز کردن بهترين روش اينه كه آبو گل آلود كنين و بگين كه نميشه و ديگه نمي كشم و من همش رو Nervetam و عذاب وجدان گرفتم سر اين كارام و تو با داداشي من فرقي نداشتي از اولم برام و اينا... اوضاع خیلی فرق می کنه. آخه شما نمي تونين دعوا لطفاً مث قبل منو مورد حملات جنگی (توپ-تانک-زیردریایی-هوایی-موشکی-اتمی ...) قرار ندين. پ.ن: براي اينكه هم ايراني رفتار كنين هم فرنگيُ ميتونين از 25 تا 29 بهمن با جي اف يا بي افاي مختلفتون قرار بذارين ... اين شكلي عدالت هم رعايت ميشه! پ.ن: چه صبح دل انگیزیه!!!! از خونه که زدم بیرون خیس شدم تا همین الآن.... بارونه توپیه! میگن هوا دو نفرس! راس میگن؟؟؟؟ + نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387 8:35 توسط مهسايي |
از ديد مسئولين بالا رتبه دانشگاه : - مهمترين رکن يک دانشجوي نمونه ، پرداخت به موقع شهريه است - نگاه او قبل کلاس به کفشاش، توی کلاسم به جزوه هاي باشه . از ديد اساتيد محترم و زحمتکش - سر کلاس سکوت رعايت شه . - موارد زير رعايت شه : - پچ پچ ممنوع غيبت ممنوع صحبت ممنوع سبقت ممنوع جاده لغزنده خطر برخورد با ... - حذف از ديد دانشجويان پسر ( دور از جون شماها. منظور بیکاراشونه ): - عشق است دوران دانشجويي مخصوصا" اگه يک شهر ديگه باشي - ساعتهاي سرو غذا : شام : ساعت 3 صبح به بعد – صبحانه : اگه بيدار بوديم ساعت 12 يک تيکه نون به خاطر رفع بوي نامطبوع دهان ميلنبانيم . – نهار : خدا خير بده دانشگاه که حداقل يک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهاي شهرمون نميرسه !! ولي شکمتو براي چند ساعتي پر ميکنه . قليون هلو نعناع - قليون - ..... بازي – اس ام اس بازي ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران يافت ميشود ) - کشتي ( از فرنگي و آزاد گرفته تا کشتي چوخه و کشتي کج ، همون تو سرو كله هم زدن خودمون) - خدا پدر گراهام بيامرزه که تلفن اختراع كرد و مجدادا" خدا اپراتورهاي مخابرات زياد كنه كه يكي مثل ايرانسل وقت خالي دانشجويان پر کرده و براي رفع خستگي و فراقت از بار سنگين درسها با طرح بنفش و قهوه ايش ميتوني از بوق ساعت 12 تا خود ساعت 6 فکتو نرمش بدي - قبل از رفتن دانشگاه حدود يک ساعت از وقتهاي باطله جلو آينه ميگذره و اينجا موها و ريش و سبيل تازه روييده بسيار نمايان شده و دقت و تمرکز بيشتري لازم دارن - ضبط ، سي دي هاي مختلف ، ام پي تري و كلا" هر چي كه از توش صدا در بياد ، از نون شب واجب تره . نتیجه ی عمل اين گروه در طول و آخر ترم : - نمرات درخشان دانشجو از ديد دانشجويان دختر: - مخارج شهريه و خورد و خوراک با ددي جون - چقدر زندگي بدون آقا بالا سر خوش ميگذره ... آخيش ... ميزگردهاي شبانه پيرامون پسرهاي دانشگاه.گذراندن کلاسهاي آرايشگري و گريم.آشنا شدن با قليان و طريقه چاغ* نمودن و کا دود کردن آن (* اين چاغ با اون چاق فرق داره ).سر کار گذاشتن پسرها.نقاشي کردن در جزوات و تزئين آنها جهت اهدا به نيازمندان ! آموزش رذالت و شيطنتهاي پسر کش. آشنا شدن با انواع خوراکهاي سرد ( فست فود ) و کافي شاپهاي شهر.جمع آوري شماره پسرها و ملغب شدن به 118 .تک زنگ زدن بي موقع و شبانه به گوشي پسران ( اونهايي هم که خيرخواه هستن براي اينکه دوستشونو صبح براي کلاس بيدار کنن تا صبح پلک رو هم نميذارن ) نتیجه ی عمل اين گروه در طول و آخر ترم : - فراگيري هر نوع آرايش و مد لباس دانشجو از ديد دانشجويان شاغل (فی المثل مهسا جینگول - اين جيب اون جيب کردن و دويدن براي جور کردن هزينه هاي بالاي شهريه - واکس زدن کفش کارفرما جهت اخذ مرخصي تحصيلي يا ساعتي نتیچه ی عمل اين گروه در طول و آخر ترم : - سر گيجه و موج گرفتگي پ.ن: دم امتحاناس. خواستم یادتون بندازم که یه کم بدرسین... مث من تنبل نباشین! پ.ن: جینگولکم کم حوصله شده نمیدونم چرا؟منم دیگه کمتر مزاحمش میشم و سعی میکنم از این به بعد یه تنوعی بدم توی آپام... براش لازمه! پ.ن: دلم میخواد یه مدلی شم یا اصلاْ نباشم دلم میخواد پیدا کنم گمشده مو این گمشده شاید یه چیز یا یه نفر باشه نمیتونم راجبش بفکرم میخوام عوض شم شایدم عوضی! بالاسری کمکم کن! پ.ن: رسم زمونه...تو چشم میذاری من قایم میشم و تو یکی دیگه رو پیدا میکنی! (اون موقعه که سوزش رو احساس میکنی) + نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387 13:5 توسط مهسايي |
طرز فكر مردم در مورد پولدار و بي پول ... اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشن : در مورد پولداره : ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده . در مورد بی پوله : عجب لباس جیغی .... اگر مد خفن مدل هچل هفتی بزنن در مورد پولداره : اوه ببین چه تیپی زده ... در مورد بی پوله : اه چه شپل ... اگر تند تند غذا بخوره : در مورد پولداره : ببین چقدر گرفتاره که مجبوره انقدر تند غذا بخوره بی پوله : اوووووو انگار از قحطی فرار کرده پولداره : عجب روابط عمومی بالایی ... مرسی فرهنگ ...دختر و پسر براش یکیه .... آی اینطوری حال میکنم .... بی پوله : این سیرابی رو ببین .. چه ذوقی میکنه طرف بهش پا داده اگر درس بخونه : پولداره : احسنت به این تدبیر و اندیشه .... بی پوله : خر خونیم اندازه داره دیگه اگر درس نخونه : پولداره : پول داره درس میخواد چیکار بی پوله :بد بخت نون نخورده نمیتونه درس بخونه در مورد خانوما >>> پولداره : آفرین به این تربیت صحیح ... معلومه خالصانه مسلمونه ... این دختر نیست فرشتست که تو این جامعه خراب خودشو اینطوری میپوشونه بی پوله : اوهوک .... چقد اممل ... کی به تو نگاه میکنه حالا ؟!؟!؟ درمورد پسرهاي جوون ››› مدل ابرو قشنگ و زير ابرو گوگول پولداره : بابا مايكل جكسون . بي پوله : مرتيكه خجالت نميكشه .... آرايش ميكني ؟! اين روزا ديگه دختر پسرا از هم تشخيص داده نميشوند ... تعویض ماشین : پولداره : بابا تنوع .... بی پوله : دبیا ... تا دیروز دنبال الاغ پدر بزرگش میدوید حالا واسه ما ماشین خریده تعویض کار : پول داره : شکمه پره ... بی پوله : فقط مونده بود این به یه جایی برسه ... از فردا جواب سلام ما رو هم نمیده رانندگی : پولداره : فکر کنم عادت به رانندگی نداره آخه همیشه راننده داشتن اما استیل فرمون گرفتنشو داشته باش ... بی پوله : عمو جون ترمز اون وسطیست ... الاغا رو کجا بستی پ.ن: شاید اولش که این آپو میخونین بگین که برای گروه سنی الفه و از مهسا جینگول بعیده اما فقط برای این گذاشتم که یه کم به خودمون بیایم و برای باطن بعضیا ارزش قائل باشیم نه اینکه فقط واسه پولش بخوایمش! پ.ن: تازشم... آپ قبلیمو دوس داشتم اما نمیشد که آپ نکنم ... پ.ن: اوضاعم توی این شرکت جدیده خیلی بیتره! شکرت بالاسری! اما باید بیاین و ببینین که صبحا مهسا جینگول با چه بدبختی ای ساعت ۶ بیدار میشه! قیافش تو مترو که کرکر خنده ست! فک کن لوح فشرده ميشم تا برسم به شركت ... پ.ن: اگه يه هفته ي گذشته كم بهتون سر زدم واسه اين نبوده كه دلم نخواسته ها! تو پست قبليم شوخي كردم! به خاطر يه هفته آزمايشيم بود. ميخواستم تو محيط كار جديد بچه + جلوه كنم ... همين كارمم باعث شد كه تا آخر آذر سال ۸۸ توي نفت قرارداد ببندم. بدليل افزايش وزن شما و كاهش بودجه ي جينگولو لطفاً درخواست شيريني نفرماييد. حتي شما دوست عزيز! پ.ن: جامع علمي كاربردي مترجمي زبان شركت كردم! آخه تو اين شركت زبان خيلي لازمه! اگه قبول شم سومين دانشگاهيه كه ميرم! اگه همه ي اينا رو بذارم رو هم فك كنم يه مدركي ازش درآد! + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 9:9 توسط مهسايي |
شاید آن روز که سهراب نوشت : + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 10:58 توسط مهسايي |
اینقدر بارون می ریزی به تو شک می کنه مهتاب که دیشب بوده تابستون ولیکن امشب بهاره دلتو بزن به دریا تابشی تنهای تنها یا شاید خدا بخواد و بکنه بهت اشاره اگه اون یه کم دوستت داشت بی خدافظی نمی رفت دعا کن خدا تلافی سر قلبش در نیاره اگه بی وفا نبود که واسه تو عزیز نمی شد اونی که بشکنه اما بمونه اون موقع یاره آسمون دیگه تموم کن گریه رو فقط دعا کن که خدای آسمونا هیچ روزی تنهاش نذاره پ.ن: عشق یعنی پاک ماندن در فساد!!!! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 9:58 توسط مهسايي |
یه گنجیشکه داشت توی هوای سرد زمستون پرواز می کرد که یهویی از سرما یخ می زنه و می افته زمین (آخی حیوونی) آقا گاوه که داشته رد میشده نامردی نمی کنه و یه تاپاله ی گرم می ندازه روش ... گنجیشک کوچمولو گرم میشه و شروع به جیک جیک می کنه اما از بخت بدش یه گربه هه صدای جیکوی مارو میشنوه و می یاد تمیزش می کنه و می خورتش... نتیجه: ۱- هرکسی که بهت می رینه دشمنت نیست ۲- هر کسی که ازتوی گه درت می آره دوستت نیست ۳- هر وقت توی گه فرو رفتی بی خودی سر و صدا راه ننداز.... باشه؟ ؟ ؟ + نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387 23:40 توسط مهسايي |
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 11:9 توسط مهسايي |
روی هر پله ای که باشی، خدا یه پله از تو بالاتر میره می دونی چرا ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ نه به خاطر اینکه خداست به خاطر اینه که از اون بالا دست تو رو بگیره دیووونه . . . * * * * * خدایا؛ تو اگر مدارا نکنی، ما را خدای دیگر کجاست؟ ؟ * * * * * خیلی ممنونم ازت خدایی . . . یه جاهایی که اصلاً انتظارشو نداشتم کمکم کردی معرفت و مرام و همه اینا رو در حق من یکی تموم کردی خیلی خوبی تو . . . یه جورایی دوست داشتنی ترین دوست داشتنی هایی هستی که تو عمرم داشتم ! + نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 0:58 توسط مهسايي |
در بن بست، + نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387 16:21 توسط مهسايي |
دوست داري بگم ميخوام هر روز با صدات بيدار شم . بعد بگم باساعتم بودم. دوست داري بگم چرا رفتي بعد بگم با برق بودم . دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بگم بادسته كليدم بودم . دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ....... . نه ديگه . ايندفعه با خودت بودم + نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 21:58 توسط مهسايي |
|
| ||||||