تبليغاتX
جـینگولــک

جـینگولــک

با این نوشته حال کردم ! عاشق پیشه نیستم و تا حالا عاشق نشدم ! اما اینو دوست دارم! جانه بچه ت یا نخون ! یا اگه میخونی کامل بخووووون !     

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده.

 داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.

مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :

سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟!

علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند.

 علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم.

 هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات.

 دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ....

پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده  ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند.

 

 پ.ن:يكي به من بگه كي بدبخت شد آخره اين داستان!

پ.ن: به بالاسري اين روزا احتياج دارم! دلتنگشم! نميخام با روزه برم سراغش! همين ...

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 11:46 توسط مهسايي |


مامان علی تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comبراي ديدن پسرش، به محل تحصيل اونتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com يعني لندن اومده بود. اون تو لندن متوجه شد كه پسرش با يه هم اتاقي دختر بنام Vikki ‎ زندگي ميكنه تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com(ناز بشه). كاري از دست مامان علی بر نمي اومدتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و از طرفي هم اتاقي علی هم خيلي خوشگل بود.تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com
او به رابطه ی بین این دوتا شیطون شک کرده بودتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com و اين موضوع باعث كنجكاوي بيشترش میشد.

 علی كه فكر مادرشو خونده بود گفت : " من ميدونم كه شما چه فكري مي كنين، اما من به شما اطمينان مي دم كه من و Vikki فقط هم اتاقي هستيم‎." (وقاحت در حد بوندسلیگا)
حدود يك هفته بعد‎ تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com، Vikkiپيش علی اومد و گفت : " از وقتي كه مادرت از اينجا رفته ، قندونم (فی المثل) گم شده ، تو فكر نمي كني كه مامیت قندونو برداشته باشه ؟‎ " "علی گفت: خب، من شك دارم ، اما براي اطمينان بهش ايميل میزنم."
اون تو ايميلش نوشت‎ : مادر عزيزم، من نمي گم كه شما قندونو از خونه ی  من برداشتيد، تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comو در ضمن نمي گم كه شما اونو برنداشتيد . اما در هر صورت واقعيت اينه كه قندون از وقتي كه شما به تهران برگشتيد گم شده‎ . " با عشق، علی ....

روز بعد،علی يه ايميل از مادرش دریافت کرد که نوشته بود: پسر عزيزم، من نمي گم تو با Vikki رابطه داري! و در ضمن نمي گم كه تو باهاش رابطه نداري. تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاما در هر صورت واقعيت اینه كه اگه اون تو تختخواب خودشتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com مي خوابيد،حتما تا حالا قندونو پيدا كرده بود‎تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com. با عشق ، مامان

پ.ن: آخ که چه حالی داد! مامانه زده تو پوز پسره... عشق است؟

پ.ن: ديشب مامان گف كه مسا شامتو خوردي بيا كارت دارم! واي كه چقدر دلم ريخت! داشت قضيه ي مامان علي ميشدا! اما راجع به يه چيز ديگه اي كارم داشت! بهتون نميگم كه! اما بهش گفتم كه نميخوام حتي بعد محرم صفر!

پ.ن: کلاسای رانندگیمو دارم میرم... فك كن هر وقت من دارم مي رونم يا داره مي باره يا شبه يا ترافيكه! مربيم ميگه فك كنم تو يه راننده كاميون از آب در بياي با اين شرايط! اما برای آئین نامه نخوندم! حوصلشو ندارم... فك كنم يكي دوماهي سر آئين نامه علاف شم!

پ.ن: همچنان در بلاتكليفي تحصيلي به سر مي برم و منتظر جواب كنكور مي باشم! تازه انتخاب واحد دانشگامم فك كنم ديگه داره شروع ميشه!

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387 10:50 توسط مهسايي |


الهی من قربون اون کفشای آل استارت برم خوشگل خودمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

الهی فدات شم با اون شلوار کوتاهت کل این زمستونو یخ کردی از سرما ولی به من نگفتیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ببخشید دیگه...

میدونی که خوشمل خودمی با اون موهای بلند و لختت... من که چن شب پیش کچل شدم بازم مامی موهامو کوتاه کرد... تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

راستی سلام دیوووونه ی خودم جینگولکم!

دیدی بهم گفتی برو دکتر تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comهفته ی پیش رفتم؟ من همیشه به حرفات گوش میدم ... دکتره گف که فشارم شیشهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com... گفت که به خاطر استرسای زیادته! خندید و گفت خانوم مگه تو چن سالته آخه؟ تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comجینگولک نمیتونم آخه! فکرای مسخره ای میاد تو ذهنم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comکه آزارم میده و خودمم دلیلی ندارم براشون...

یکی گفت: مهسا جینگول وبلاگ نویس تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comبا این مهسایی که من تو بیرون می بینم خیلی فرق داره.

بهش بگو: من همونم! آخه مگه میشه نویسنده ی وبلاگ با بیرونش فرق کنه! تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

گفت:خوش به حالت که با دوتا شخصیت خیالی تصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comزندگی میکنی. منظورش تو و دوس پسرت وروجکتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com بود(شاید یه روز عکس وروجکتو بذارم تو وبلاگ... امیدوارم چشش نزنن تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comآخه خیلی تقصه و شیطون)

بهش بگو: مهسا جینگول از آدمای واقعی میترسه! خیلی نامرد شدن همه شون... منو برا خودم نمیخوان خب! دیشب دوس جونم گفت که بی خیال همه ی مشکلا شمتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com و بازم بشم مث چن ماه پیشم. میخوام در بیام از این حال و هوای... (به قول یکی شخمی)

مهسا جینگول عشق میکنه با خیالیاش. همینی که هس! حرفیه؟تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

+ نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387 13:15 توسط مهسايي |


سلام دوست داشتنی ها؛ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخوبین ؟

نماز روزه هاتون قبول باشه، سر افطار جوجو رو دعا کنین. چون معده ش درد میکنه و نمی تونه روزه بگیره

اما کاش می تونست.

امشب بازم دلم هوای دوتایی ها رو کرده...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir بذارین یه راست برم سراصل مطلب. به نظر شما چرا همیشه وقتیکه یکی رو دوست داریم اون ما رو دوست نداره ؟ یا اینکه یکی که مارو خیلی دوست داره و عین سیریش می چسبه بهمون ما ازش خوشمون نمیاد ؟خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

البته یه درصد کمی استثنا هم وجود داره ها ! که دیگه تیریپ لاوشون ترکونده همه رو. خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irخدا کنه که عشق دوتاشون به همدیگه راست راست باشه . . . آخه چه دلیلی داره بخوان به همدیگه دروغ بگن ؟ اگه واقعاً همدیگه رو بخوان ؟

البته این خواستنی که من میگم خواستنی نیست که به ازدواج خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irختم بشه ها (قابل توجه کاکلی هایی که راجع به دخترها خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irزود قضاوت می کنن. ) یه رابطه خوب دوستی می تونه از صد تا ازدواج بهتر باشه. خیلی از دوست ها هستن که از متأهل ها بیشتر به عشقشون پای بندن.

یعنی تا یه نفر بهتر خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irگیر آوردن نمیرن سراغش و عشقشون رو قال بذارن و بعدشم به نیشش بخندن...

این رفتن سراغ یکی دیگه اسمش خیانته ...خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

راستی ؛ تا حالا خیانت دیدین ؟ اگه آره عکس العملتون چی بوده ؟ خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعضی ها بعد از اینکه رودست می خورن به فکر انتقام خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irمی افتن که واقعاً کار بچه گونه ایه؛ مثلاً شماره ی طرفو پخش میکنن، زنگ میزنن بیخودکی فحش میدن، عین عقده ای ها تهدید می کنن که آبرو تو می برم و میام تو محلتون و به خونوادت میگم که ......................... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irو از این جور کارا که به نظر من واسه گروه سنی الفه ... البته بعضی کاکلی ها این کارارو خوب بلدن. خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

بعضی وقتا هم طرف بعد از این به قول خودش شکست عشقی، خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبا هر بدبخت دیگه ای که دوست میشه میخواد بهش خیانت کنه و تا یه جورایی خالی بشه ! خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

یه سری ها هم هستن که میگن به ...................... خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir(یعنی به جهنم یه وقت فکر بد نکنینا) و اصلاً براشون مهم نیست که طرفشون با یه نفره یا n تا دوست دیگه داره !

به نظر من اونا راحت تر با مسئله خیانت کنار میان و زیاد به خودشون فشار نمیارن تا فراموش کنن، البته تمام اینایی که گفتم بستگی به نوع رابطه یخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir دوتایی ها داره؛

به نظر جوجو مهسا اگه واقعاً از یکی خوشتون نمیاد خب رک و راست بهش بگین که از زندگیتون محو شه. چرا رو در بایسی می کنین خب ؟ باور کنین این طوری به نفع دوتاتونه ها ! تازشم اگه به طرف مقابلتون فرصت انتخاب خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irبدین مطمئن باشین اگه لیاقت شمارو داشته باشه و قدرتونو بدونه، اگه بخواد با کس دیگه ای باشه هم نمی تونه ...

تازشم باید خداتونو شکر کنین که با یه آدم زرنگ و باجربزه خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.irدوست شدین که همزمان میتونه با سه چهار نفر دوست باشه... شما باید به وجودش افتخار کنین ... (شوخی کردم دوست جونا)خدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387 23:39 توسط مهسايي |


امروز میخوام یه کم مثبت بفکرم! یعنی یه کم واسه خودم نوشابه واکنم .
  بابا خسته شدم این یه هفته ای که گذشت همش گفتم، تنهام م م تنهام م
  خیلی نا امید بودم .. حوصله خودمم نداشتم که نیومدم؛ اما دیدم این زانوی غموهرچی بیشتر بغل کنم پررو تر میشه؛ ببین کارم به کجا رسیده بود که دیشب مامان تو پارک می گفت: تو همه چیز داریا فقط یه دوست خوب کم داری، از همین کاکلی ها که همه دارن ..... فک کن ،،،،،،،،،،،، مامان من .........
  منم گفتم مامان من تو این فازا نیستم و از این حرفا؛ که بعدش مامانا تو دل خودشون میگن آره جون عمه ت
  بگذریم، یه دوستی داشتم که هروقت میخواست قسم بخوره میگفت به جون همه ی دوتایی ها !
  اون می گفت: همه ی تک ها یه تا دارن، یعنی میگردن تا یکیو پیدا کنن و (دوتایی) شن!
  اما جوجو هیچ وقت نفهمید؛
  همیشه به دوستش می گفت: ای بابا گشتم نبود، نگرد نیست
  شایدم خودشو گول میزد و حوصله نداشت تا بگرده ، نمی دونم .........
  اما خدایی چرا ما ها این مدلی ایم؟
  تا وقتیکه تکیم نک و نال می کنیم تا اعصاب خودمون و بقیه چیزی شه
  وقتی هم که دوتایی میشیم،
  یکی از این تکی ها نامردی میکنه و میذاره میره ..... آب از آب تکون نمی خوره . . .
  چی میشد اگه این لوس بازیا و غرغرا و دعواهای دوتایی ها نبود؟ شاید خیلی عشقولانه و بی مزه میشد تا جاییکه حال دوتاییها از خودشون به هم میخورد!
  نمیخوام بگم که بدم میاد ... جوجو هم دوست داره دوتایی شه اما حالا حالا ها نه نه نه
  چون الان فقط حوصله ی خودشو داره، شایدم .......................

راستی؟ شماها دوتایییییییییین یا دوست دارین تکی بپرین ؟ ؟ ؟
 

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 15:44 توسط مهسايي |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

بازی روزگار را نمی فهمم؛
من تو را دوست دارم
تو دیگری را
دیگری مرا
و همه در آخر تنهائیم . . .

_________________________

تو یه دستش یه قلبه؛ تو دست دیگه ش یه خنجر؛ روی سینش
یه جای زخم هست،چیکه چیکه های خونم نشون میده که زخمش تازس.ولی اینکه هنوز سرپا ایستاده و زانوهاش رو زمین نیست میگه که چقدر قویه و با این بادا نمی لرزه ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

پروفایل مهساجینگول
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387


آرشیو موضوعی

دل نوشته ها
یک تجربه
دوتایی ها
جینگولیات
دیوونه خونه
دخترونه پسرونه
جينگول و تنهايياش


پیوندها

اينجا غسالخانه است
آرامتراز نبض مرده
سكـــوت مُــرداب
mY ViEw
ســگ لرز
LoCo
نئـــو
مه/يار
واليـــوم
من و تنهايي
پسرک عاشق
آدم نمــــ ــ ـ ـا
خورشيد خانوووم
دختر دستفروش مترو
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin